-سر به سرم نذار . حوصله ندارم چوب و بندازم تو جوب تا تهه کوجه نبگاش کنم . اگه گیر کرد به سنگ کی دیگه حال داره بره جلوشو وا کن رد شه . زن اقا ام نیگا میکنه زیر زیرکی میخنده . جواب اون نگاهه مسخرشو چی بدم . ادمو دیوونه میکنه بابا
زری: چی میگی علی ؟ کجا سیر میکنی ؟ اصن حواست به منه ؟
- میگم که حوصله ندارم ولم کن
زری : همون پیشه رفیقاتی فکت میوفته رو خشتکت . به من که میرسی وا میرسی
- چه ربطی داره بابا مگه زن اقا کم بود . چهار صب راه میوفتاد تو کوچه با اون صدای پیرش داد میزد همسایه ها بلند شید نمازه صبه . یه جوری میگفت همسایه ها . هنوزم میشنوم تو مغزم . الان که یادم میوفته دوس دارم سرمو بکوبم به دیوار . بابا خو این دله صاب مرده ی ادم میگیره دیگه . نیم ساعت میشینم دمه اوتوبانه نزدیکه خونه . ماشینا یه جوری رد میشن انگار نه انگار ما ام هستیم . البته درستشم همینه ها . داریم میرسیم به روزی که صب بیای ظهر بزرگ شی غروبم بمیری . مثه توله گربهه که امروز رفت زیر پراید . تازه راننده ام دیدش . حالا تو میگیx7f پیشه رفیقاتی نمیدونم فلان
زری : همون رفیقا انت به دردت میخورن
-خیالت راحت هیچ کدومتون به درد نمیخورین .
زری : گمشو بابا
تو که زری چله رو ندیده بودی . میوفتاد وسط کوچه خل بازی از خودش در میورد . نمیدونم عمو داوود این چیزارو از کجا یاد گرفته بود . میدویید میرفت از پشت در خونه یه تیر اهن داشت اونو میورد دورش یه خط میکشید تا بس میکرد .
زری : زر نزن حرومزاده . فک کردی من خرم . خل و چل جد و اباداته نفهم
چه ربطی داره بابا مگه تورو دارم میگم . اون ام اسمش زری بود . مثه علی شاشو . بعضی وختا از کوچه ما رد میشد میشاشید تو کوچه . مرده گنده بودا
زری : گمشو بابا
- نمیدونم چرا این جور وختا ول میکنه میره . دختره خوبیه خدایی فقط خیلی تو مخه بدتر از خودم . انگار نه انگار همین حرفارو میزدم قش میکرد از خنده . باید عمو داوود خدا بیامرزو میگفتی تیر اهنشو بیاره دورش یه خط بکشه تا ول کنه . کاش بود اون موقه ها جا جوب بازی و چاله شاه یه گوشی داشتیم فیلم زری چله و علی شاشو رو میگرفتم نشونش میدادم فک نکنه با اونم . نمیدونم واسه چی اصن ماها دنبال هم را میوفتیم . وختی مخت تنها میشه اصن نمیفهمه چی میگی . بخدا الان اصن نفهمید داستان زن اقا و زری چله رو بره چی براش تعریف کردم . یه دیقه صب کن ...
فک کن چی اس ام اس داده
زری: تورو به خیرو مارو به سلامت
ته دلم چرا خالی شد حالا . این دیگه چه ترسیه . خوب چرا مثه یه سگه نفهم با یارو حرف میزنی که حالا خدا خدا کنی جدی نباشه . خو وختی یارو وره دلت نشسته که یه جوری حرف میزنی انگار سره کاسه نشستی تو توالت راه مغزت وا شده هرچی از دهنت در میاد میگی .
شیطونه میگه برم یه جعبه شیرینی بگیرم با خونواده اخر هفته برم خاستگاریش از دله انش در بیارما
برم سر اصل مطلب این هفته که بگذره با دایی کمال میخام برم زابل . نرفتم تا حالا ولی تنها تصویری که ازش تو ذهنمه سره ظهره داغه یه بیابونه که یه جاده از وسطش رد میشه . یه جیپه سفیده کر کثیفم با گردو خاکی که را انداخته قشنگ میخاد مختو جارو کنه . قربون دایی کماله خیالیم برم که مارو گذاشته سره کار . چه میدونم والا ادم دیوونه میشه دیگه زری ام که ولمون کرد رفت مشهد . اخ گفتم مشهد یاد خربزه افتادم. پارسال از پشت وانتیه یه خربزه افتاد ترکید یارو ام داد زد گفت سگ خورد . کوچه خلوت بود سره ظهری کسی ام نبود ما خوردیمش . کاش یه قاشوق عسلم بود بعدش میخوردیم میدیدیم راس میگن یا ...
همین زر زدنامم نبود که بعده زری خودمو حبس میکردم تو دسشویی . جواب زری و چی بدم اخه . میدونم الان هر چی بگم بد تر میکنه . اخلاقه سگشو میدونم دیگه الان یه سره داره فش میده . چیزی ام نگم که دیگه فردا نمیشه جمش کرد . البته یه کاریم میشه کردا به همین ان بازی ادامه بدم . مثلن افسردگی مفسردگی دارم فک کنه حالم خوب نیس .
بابا عشقم عشقای دو سه هزار ساله پیش . فقط یه سال طول میکشید اسمه ننه بابا طرفو بفهمی که خاسی فشه خار مادر بدی معذب نباشی
اصن میدونی مشکله اصلیه من چیه ؟ اینه که نمیدونم مشکل اصلیم چیه . به حرضت عباس راس میگم . الان میگی این دوباره شروع کرد . من که چیزی ندارم . اخلاق درست و حسابی که ندارم . از جهان و هستی و نوع بشرو از کجا امده ام و یه کجا میرومم که هیچی نمیفمم اصن . پول مولم که قربونش برم فقط چند وخت یه بار یه اس ام اس از طرفه بانک میاد تولدمو تبریک میگه . میزانه امیده به زندگی و امیده به یه اینده ام که اصن در شان من نیس بخام وختمو واسه این جور مساعل پیش پا افتاده تلف کنم . تفریح و سرگمیمم که همین زری بود که وسطه تنگه دلمون ولمون کرد رفت پیش عباس پسره صاب خونشون نوک زبونشم میگیره
خو یه ادمی با شرایط من چرا باید افسردگیه نوع یواش داشته باشه . شبیه عباس بودم خوب بود ؟
چش وا میکنی میبینی پیر شدی نمیتونی یه گوز بدی غلنجت بشکنه سبک شه مخت . خیلی زود میگذره بخدا نوشتن همین چارتا خط یه ساعت طول کشید . تازه یه بارم پاک شد از اول نوشتم که مثه همیشه هیچوخت شبیه اولش نشد .